ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
251
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
هر وقت كه سلطان محمود او را فرا مىخواند در گردآورى مال و مصادرهء دارائى مردم پافشارى بيشترى بخرج ميداد . وقتى اهل بغداد دريافتند كه سلطان محمود از منكبرس برگشته و او را فراخوانده ، قصد جان وى كردند . منكبرس نيز از ترس اينكه مبادا مورد حملهء مردم قرار گيرد بغداد را ترك گفت . بدين ترتيب مردم از شرش آسوده شدند و كسانى كه از بيم او در اختفا بسر مىبردند از نهانگاههاى خود بيرون آمدند . بيان درگذشت پادشاه فرنگ و آنچه ميان فرنگيان و مسلمانان روى داد در ماه ذى الحجهء سال 511 هجرى قمرى ، بغدوين ، پادشاه قدس ، زندگانى را بدرود گفت . او با گروهى از سپاهيان فرنگى روانهء مصر شد بدين قصد كه بر آن سرزمين دست يابد و آن جا را تصرف كند چون طمع تصرف مصر در او شدت يافته بود وقتى مقابل تنيس [ ( 1 ) ] رسيد در رود نيل
--> [ ( 1 ) ] - تنيس ( به كسر تا و تشديد نون ) شهرى است به جزيره از جزائر بحر روم كه ثياب فاخره را بدان نسبت دهند ( منتهى الارب ) شهرى است به - مصر ميان درياى تنيس بر جزيرهاى و ايشان را كشت و برزنيست . و از وى جامهء صوف و كتان خيزد با قيمت بسيار . ( حدود العالم ) در بحر فرنگ كمابيش ششصد جزيره است . مشاهير جزيرهء تنيس . دورش نود و پنج فرسنگ است و در او غله تمام بود و ديباى خود بافند ، ديباى رومى از آن بازگويند . و خورش ايشان شير و ماهى بود . ( نزهة القلوب ) بحيرهء تنيس يا درياى تنيس در مصر است و به درياى روم پيوسته است و رود نيل اندر او همى ريزد . و اين دريا به تابستان شيرين بود و به زمستان كه آب رود نيل اندك است ، شور شود . و اندر ميان آن دو شهر است : يكى تنيس